فعل
کره گرفتن از خامه، کره درست کردن
معانی و تعاریف buttern:
- کره مالیدن (به نان و غیره)
- کره درست کردن (از شیر)
جملات نمونه برای buttern:
Nachdem wir den Rahm abgenommen haben, müssen wir heute unbedingt noch ''buttern.''
پس از اینکه خامه را جدا کردیم، امروز حتماً باید کره بگیریم.
Wenn man Zucker in das Butterfaß tut, so ''buttert'' die Sahne nicht.
اگر به ظرف کره شکر بریزید، خامه تبدیل به کره نمیشود.
Wenn ihr jetzt noch lange ''buttert,'' verpasst ihr den Schulbus.
اگر الان هم بیشتر طول بدهید و کره بگیرید، اتوبوس مدرسه را از دست میدهید.