buzzern

Aussprache: /ˈbatsɐn/
Wortzerlegung: buz·zern
فعل

با دکمه زدن (مانند دکمه پاسخ در مسابقه) علامت دادن، بوق زدن

Beispiele

  • Eigentlich hatten in den Blind Auditions nur die „Fanta Zwei“ für sie ''gebuzzert.در واقع، در دورهای مقدماتی فقط «فانتا تسوای» برای او دکمه زدند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

دکمه‌ای را فشار دادن تا صدای بوق یا زنگ تولید شود (مثلاً در مسابقه یا برای باز کردن در).

  • Der Kandidat buzzerte sofort, als er die Antwort wusste.نامزد مسابقه به محض اینکه جواب را می‌دانست، بلافاصله دکمه را فشار داد (بوق زد).
  • Bitte buzzern Sie, wenn Sie vor der Tür stehen.لطفاً وقتی جلوی در هستید، زنگ را بزنید.
2 (intransitiv)

صدای وزوز یا ارتعاش خفیف تولید کردن (مانند حشرات یا دستگاه‌های الکترونیکی).

  • Die alte Leuchtstoffröhre buzzert schon seit Stunden.لامپ فلورسنت قدیمی ساعت‌هاست که وزوز می‌کند.
  • Im Sommer buzzern die Bienen um die Blumen.در تابستان زنبورها دور گل‌ها وزوز می‌کنند.