Konjugierte Form
آنها دکمه زدند (شکل صرف شده فعل)
معانی و تعاریف buzzerten:
- تولید صدای مداوم و کوتاه شبیه به وزوز یا بوق، معمولاً توسط دستگاههای الکترونیکی یا مکانیکی برای هشدار یا نشان دادن وضعیت.
جملات نمونه برای buzzerten:
Das alte Messgerät begann leise zu buzzern, als die Batterie zur Neige ging.
دستگاه اندازهگیری قدیمی شروع به وزوز ضعیفی کرد، زمانی که باتری آن رو به اتمام بود.
Der Alarm des Sicherheitssystems buzzte unaufhörlich, bis er manuell deaktiviert wurde.
آژیر سیستم امنیتی بیوقفه بوق میزد تا زمانی که به صورت دستی غیرفعال شد.