camouflieren
استتار کردن، پنهان کردن، پوشاندن (به ویژه برای فریب)
Beispiele
- Gekonnt ''camouflierte'' er seine Unwissenheit.او با مهارت نادانی خود را پنهان کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
استتار کردن، پنهان کردن، پوشاندن
- Die Soldaten camouflierten ihre Fahrzeuge im Wald.سربازان وسایل نقلیه خود را در جنگل استتار کردند.
- Er versuchte, seine wahren Absichten zu camouflieren.او سعی کرد نیت واقعی خود را پنهان کند.