casten
استعدادیابی کردن، تست بازیگری/خوانندگی گرفتن
Beispiele
- Der Regisseur ''castet'' seine Schauspieler sehr sorgfältig.کارگردان بازیگران خود را با دقت بسیار انتخاب میکند (تست میگیرد).
- Ich wurde ''gecastet'' und spielte dann in vier Folgen mit.از من تست گرفته شد و سپس در چهار قسمت بازی کردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(بازیگر، مدل، شرکتکننده) را برای یک نقش، نمایش یا پروژه انتخاب کردن.
- Der Regisseur castet gerade die Hauptrollen für seinen neuen Film.کارگردان در حال حاضر بازیگران نقشهای اصلی فیلم جدیدش را انتخاب میکند.
- Sie wurde für eine Werbekampagne gecastet.او برای یک کمپین تبلیغاتی انتخاب شد.