abchangieren
تغییر دادن حالت چهارنعل, جدا کردن واگن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abchangieren)
در سوارکاری، تغییر دادن حالت چهارنعل اسب به حالتی دیگر یا هدایت اسب در مسیری خاص.
- Der Reiter changierte das Pferd geschickt ab.سوارکار ماهرانه اسب را از چهارنعل به حالت دیگری تغییر داد.
- Das Pferd muss den Galopp abchangieren können.اسب باید بتواند چهارنعل را به حالت دیگری تغییر دهد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abchangieren)
در راهآهن، واگنها را از قطار اصلی جدا کردن یا به خط دیگری هدایت کردن (مانند مانور).
- Die Rangierlokomotive changierte die Güterwagen ab.لوکوموتیو مانور واگنهای باربری را جدا کرد.
- Der Zug musste für die Umleitung einige Wagen abchangieren.قطار مجبور شد برای تغییر مسیر، تعدادی واگن را جدا کند.