abchangieren

Aussprache: /apçaŋˈʒiːʁən/
Worttrennung: ab·chan·gie·ren
فعل

تغییر دادن حالت چهارنعل, جدا کردن واگن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abchangieren)

در سوارکاری، تغییر دادن حالت چهارنعل اسب به حالتی دیگر یا هدایت اسب در مسیری خاص.

  • Der Reiter changierte das Pferd geschickt ab.سوارکار ماهرانه اسب را از چهارنعل به حالت دیگری تغییر داد.
  • Das Pferd muss den Galopp abchangieren können.اسب باید بتواند چهارنعل را به حالت دیگری تغییر دهد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas abchangieren)

در راه‌آهن، واگن‌ها را از قطار اصلی جدا کردن یا به خط دیگری هدایت کردن (مانند مانور).

  • Die Rangierlokomotive changierte die Güterwagen ab.لوکوموتیو مانور واگن‌های باربری را جدا کرد.
  • Der Zug musste für die Umleitung einige Wagen abchangieren.قطار مجبور شد برای تغییر مسیر، تعدادی واگن را جدا کند.