chaperonieren
همراهی کردن (دختر جوان) برای محافظت، اسکورت کردن
Beispiele
- Wir waren anfangs erschrocken und fühlten uns nicht besonders geeignet, Mädchen aus der Kleinstadt zu ''chaperonieren'', aber es ging dann ganz gut.ما در ابتدا ترسیده بودیم و احساس نمیکردیم که برای همراهی دختران شهر مناسب باشیم، اما بعداً خوب پیش رفت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کسی را) همراهی کردن و مراقبت کردن، به عنوان سرپرست یا مراقب عمل کردن (معمولاً در مورد خانمهای جوان در گذشته)
- Die Tante chaperonierte ihre Nichte zum Ball.خاله خواهرزادهاش را به مجلس رقص همراهی کرد.
- In früheren Zeiten wurden junge Damen oft von einer älteren Person chaperoniert.در زمانهای گذشته، خانمهای جوان اغلب توسط یک فرد مسنتر همراهی میشدند.