charakteristisch

Aussprache: /karaktəˈrɪstɪʃ/
Worttrennung: cha·rak·te·ris·tisch
صفت

مشخصه، بارز، نوعی

Bedeutungen

1

ویژگی یا صفتی که چیزی یا کسی را به طور مشخص تعریف می‌کند و آن را از دیگران متمایز می‌سازد؛ بارز.

  • Das Lächeln ist charakteristisch für sie.این لبخند مشخصه اوست.
  • Die Architektur zeigt charakteristische Merkmale des Barock.این معماری ویژگی‌های بارز دوره باروک را نشان می‌دهد.
  • Seine Art zu sprechen ist sehr charakteristisch.نحوه صحبت کردن او بسیار مشخصه است.
2

نمونه‌ای از یک نوع یا دسته خاص؛ تیپیک.

  • Das ist ein charakteristisches Beispiel für seine Arbeit.این یک مثال نوعی از کار اوست.
  • Die Reaktion war charakteristisch für die Gruppe.این واکنش برای گروه تیپیک بود.
  • Dieses Verhalten ist charakteristisch für diese Tierart.این رفتار برای این گونه جانوری مشخصه است.