charakterlos
بیشخصیت، بیاخلاق، بیوجدان
Bedeutungen
1
فاقد شخصیت قوی، اصول اخلاقی یا اراده؛ ضعیف و بیتفاوت.
- Er war ein schwacher und charakterloser Mann, der sich leicht beeinflussen ließ.او مردی ضعیف و بیشخصیت بود که به راحتی تحت تأثیر قرار میگرفت.
- Seine charakterlose Entscheidung schockierte seine Freunde.تصمیم بیوجدان او دوستانش را شوکه کرد.
- Manche Kritiker empfanden die Handlung als charakterlos und vorhersehbar.برخی منتقدان داستان را بیشخصیت و قابل پیشبینی میدانستند.