herumchauffieren

Aussprache: /hɛˌrʊmʃaʊˈfiːʁən/
Worttrennung: her·um·chauf·fie·ren
فعل

با ماشین این طرف و آن طرف بردن (بدون هدف مشخص)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden herumchauffieren)

کسی را با ماشین این طرف و آن طرف بردن، رانندگی کردن برای کسی (معمولاً به عنوان راننده شخصی، برای تفریح یا بدون هدف مشخص).

  • Er hat seine Freunde den ganzen Abend durch die Stadt herumchauffiert.او تمام شب دوستانش را با ماشین در شهر این طرف و آن طرف برد.
  • Kannst du mich zum Bahnhof herumchauffieren?می‌توانی مرا تا ایستگاه قطار با ماشین ببری؟