herumchauffieren
با ماشین این طرف و آن طرف بردن (بدون هدف مشخص)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden herumchauffieren)
کسی را با ماشین این طرف و آن طرف بردن، رانندگی کردن برای کسی (معمولاً به عنوان راننده شخصی، برای تفریح یا بدون هدف مشخص).
- Er hat seine Freunde den ganzen Abend durch die Stadt herumchauffiert.او تمام شب دوستانش را با ماشین در شهر این طرف و آن طرف برد.
- Kannst du mich zum Bahnhof herumchauffieren?میتوانی مرا تا ایستگاه قطار با ماشین ببری؟