abchecken
بررسی کردن، چک کردن
Beispiele
- Wir ziehen um, und ich muss noch eine Liste ''abchecken.ما در حال اسبابکشی هستیم و من هنوز باید فهرستی را چک کنم.
- Bevor die Passagiere an Bord gehen können, werden sie ''abgecheckt.قبل از اینکه مسافران بتوانند سوار شوند، بررسی میشوند.
- Hast du ''abgecheckt,'' wann die Party anfängt?آیا چک کردی مهمانی چه زمانی شروع میشود؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بررسی کردن، کنترل کردن یا تایید کردن
- Ich muss noch meine E-Mails abchecken.من باید هنوز ایمیلهایم را چک کنم.
- Hast du schon abgecheckt, ob alles in Ordnung ist?آیا قبلاً بررسی کردی که همه چیز مرتب است؟
2
mit + Dativ
با کسی تماس گرفتن یا چیزی را با کسی هماهنگ کردن
- Ich muss das noch mit meinem Chef abchecken.من باید این را هنوز با رئیسم هماهنگ کنم.
- Wir sollten die Termine noch einmal abchecken.ما باید قرارها را یک بار دیگر چک کنیم.