abchecken

Aussprache: /ˈapˌtʃɛkn̩/
Wortzerlegung: ab·che·cken
فعل

بررسی کردن، چک کردن

Beispiele

  • Wir ziehen um, und ich muss noch eine Liste ''abchecken.ما در حال اسباب‌کشی هستیم و من هنوز باید فهرستی را چک کنم.
  • Bevor die Passagiere an Bord gehen können, werden sie ''abgecheckt.قبل از اینکه مسافران بتوانند سوار شوند، بررسی می‌شوند.
  • Hast du ''abgecheckt,'' wann die Party anfängt?آیا چک کردی مهمانی چه زمانی شروع می‌شود؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را بررسی کردن، کنترل کردن یا تایید کردن

  • Ich muss noch meine E-Mails abchecken.من باید هنوز ایمیل‌هایم را چک کنم.
  • Hast du schon abgecheckt, ob alles in Ordnung ist?آیا قبلاً بررسی کردی که همه چیز مرتب است؟
2 mit + Dativ

با کسی تماس گرفتن یا چیزی را با کسی هماهنگ کردن

  • Ich muss das noch mit meinem Chef abchecken.من باید این را هنوز با رئیسم هماهنگ کنم.
  • Wir sollten die Termine noch einmal abchecken.ما باید قرارها را یک بار دیگر چک کنیم.