reinchecken

Aussprache: /ˈʁaɪ̯nˌtʃɛkən/
Worttrennung: rein·che·cken
فعل

بررسی کردن، نگاه کردن، ثبت ورود کردن

Bedeutungen

1 بدون مفعول مستقیم

در زبان عامیانه جوانان، به معنی نگاه کردن، دیدن یا شنیدن چیزی است.

  • Hast du schon die neuesten Nachrichten reingecheckt?آخرین اخبار را دیدی/بررسی کردی؟
  • Ich muss mal kurz schauen, ob er schon da ist und reingecheckt hat.باید یک نگاهی بیندازم که آیا او رسیده و وارد شده است یا نه.
2 in + Akkusativ (in etwas reinchecken)

در زبان عامیانه، به معنی ثبت ورود در یک هتل، رویداد یا مکان دیگر است.

  • Wir müssen uns im Hotel für die Nacht reinchecken.ما باید برای امشب در هتل ثبت ورود کنیم.
  • Die Gäste checken langsam in die Konferenzräume rein.مهمانان به آرامی در سالن‌های کنفرانس ثبت نام می‌کنند.