reinchecken
بررسی کردن، نگاه کردن، ثبت ورود کردن
Bedeutungen
1
بدون مفعول مستقیم
در زبان عامیانه جوانان، به معنی نگاه کردن، دیدن یا شنیدن چیزی است.
- Hast du schon die neuesten Nachrichten reingecheckt?آخرین اخبار را دیدی/بررسی کردی؟
- Ich muss mal kurz schauen, ob er schon da ist und reingecheckt hat.باید یک نگاهی بیندازم که آیا او رسیده و وارد شده است یا نه.
2
in + Akkusativ (in etwas reinchecken)
در زبان عامیانه، به معنی ثبت ورود در یک هتل، رویداد یا مکان دیگر است.
- Wir müssen uns im Hotel für die Nacht reinchecken.ما باید برای امشب در هتل ثبت ورود کنیم.
- Die Gäste checken langsam in die Konferenzräume rein.مهمانان به آرامی در سالنهای کنفرانس ثبت نام میکنند.