chillen
ریلکس کردن، استراحت کردن، وقت گذراندن
Beispiele
- Ich ''chille'' heute mit meinen Freunden.من امروز با دوستانم دارم ریلکس میکنم (وقت میگذرانم).
Bedeutungen
1
intransitiv
به صورت غیررسمی، استراحت کردن و آرامش یافتن؛ ریلکس کردن.
- Nach einem langen Arbeitstag möchte ich nur noch chillen.بعد از یک روز کاری طولانی، فقط میخواهم استراحت کنم.
- Wir haben den ganzen Nachmittag am See gechillt.ما تمام بعدازظهر را کنار دریاچه استراحت کردیم.