chillen

Aussprache: /ˈt͡ʃɪlən/
Wortzerlegung: chil·len
فعل

ریلکس کردن، استراحت کردن، وقت گذراندن

Beispiele

  • Ich ''chille'' heute mit meinen Freunden.من امروز با دوستانم دارم ریلکس می‌کنم (وقت می‌گذرانم).

Bedeutungen

1 intransitiv

به صورت غیررسمی، استراحت کردن و آرامش یافتن؛ ریلکس کردن.

  • Nach einem langen Arbeitstag möchte ich nur noch chillen.بعد از یک روز کاری طولانی، فقط می‌خواهم استراحت کنم.
  • Wir haben den ganzen Nachmittag am See gechillt.ما تمام بعدازظهر را کنار دریاچه استراحت کردیم.