chinakritisch

Aussprache: /ˈçiːnaˌkʁiːtɪʃ/
Worttrennung: chi·na·kri·tisch
صفت

منتقد چین

Bedeutungen

1

بیانگر یا نشان‌دهنده انتقاد از سیاست‌ها، اقدامات یا وضعیت کشور چین.

  • Die Rede des Politikers war deutlich chinakritisch.سخنرانی این سیاستمدار به وضوح منتقد چین بود.
  • Es gibt eine wachsende chinakritische Haltung in der internationalen Gemeinschaft.یک رویکرد منتقد چین در حال رشد در جامعه بین‌المللی وجود دارد.
  • Der Artikel vertritt eine eher chinakritische Position.این مقاله موضعی نسبتاً منتقد چین را اتخاذ می‌کند.