فعل
چیت کردن، آغشته کردن پارچه به موم یا رزین مصنوعی
معانی و تعاریف chintzen:
- نالیدن یا ضجه زدن با صدایی ضعیف و پیوسته، اغلب ناشی از درد شدید، ناراحتی طولانی مدت یا اندوه عمیق.
جملات نمونه برای chintzen:
Baumwolle, ''gechintzt'' bedeutet, dass das Material mit einer Wachs-Emulsion oder Kunstharz behandelt wird und zuvor bei der Herstellung mehrere Walzen durchläuft.
«پنبه چیت شده به این معنی است که پارچه با امولسیون موم یا رزین مصنوعی پردازش شده و قبلاً چندین غلتک را در طول تولید طی کرده است.»
Der verwundete Soldat chintzte leise vor sich hin, während die Sanitäter ihn versorgten.
سرباز مجروح در حالی که امدادگران به او رسیدگی میکردند، به آرامی ناله میکرد.
Man hörte das kranke Kind die ganze Nacht hindurch leise chintzen.
صدای ناله ضعیف کودک بیمار در تمام طول شب شنیده میشد.