chintzen
چیت کردن، آغشته کردن پارچه به موم یا رزین مصنوعی
Beispiele
- Baumwolle, ''gechintzt'' bedeutet, dass das Material mit einer Wachs-Emulsion oder Kunstharz behandelt wird und zuvor bei der Herstellung mehrere Walzen durchläuft.پنبه چیت شده به این معنی است که پارچه با امولسیون موم یا رزین مصنوعی پردازش شده و قبلاً چندین غلتک را در طول تولید طی کرده است.
Bedeutungen
1
kein spezifischer Kasus
نالیدن یا ضجه زدن با صدایی ضعیف و پیوسته، اغلب ناشی از درد شدید، ناراحتی طولانی مدت یا اندوه عمیق.
- Der verwundete Soldat chintzte leise vor sich hin, während die Sanitäter ihn versorgten.سرباز مجروح در حالی که امدادگران به او رسیدگی میکردند، به آرامی ناله میکرد.
- Man hörte das kranke Kind die ganze Nacht hindurch leise chintzen.صدای ناله ضعیف کودک بیمار در تمام طول شب شنیده میشد.