فعل
تراشه کاشتن (در حیوان)/شارژ کردن (کارت تراشهدار)
معانی و تعاریف chippen:
- کاشتن یک تراشه الکترونیکی (معمولاً در حیوانات خانگی برای شناسایی).
جملات نمونه برای chippen:
„Meist ist der Hund auf Mittelmeerkrankheiten getestet, hat einen EU-Ausweis, ''ist gechippt,'' geimpft, wird bis zu seiner Vermittlung versorgt, wenn notwendig auch ärztlich.“
معمولاً سگ برای بیماریهای مدیترانهای آزمایش شده، دارای گذرنامه اتحادیه اروپا است، تراشهگذاری شده، واکسینه شده و تا زمان واگذاری، در صورت لزوم تحت مراقبت پزشکی قرار میگیرد.
Wir müssen unseren Hund chippen lassen.
ما باید سگمان را تراشه بزنیم.
Viele Tierärzte chippen Katzen und Hunde.
بسیاری از دامپزشکان گربهها و سگها را تراشه میزنند.