chlorieren
کلرزنی کردن، کلردار کردن
Beispiele
- Wenn Sie vorhaben, den Pool zu benutzen, sollten Sie nicht direkt zuvor den Pool ''chlorieren.اگر قصد استفاده از استخر را دارید، نباید مستقیماً قبل از آن استخر را کلرزنی کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای اضافه کردن کلر به مایعی (مانند آب) برای ضدعفونی کردن یا به عنوان بخشی از یک فرآیند شیمیایی.
- Das Schwimmbadwasser muss regelmäßig chloriert werden, um Bakterien abzutöten.آب استخر باید به طور منظم کلرزنی شود تا باکتریها از بین بروند.
- Man chloriert das Trinkwasser, um es keimfrei zu machen.آب آشامیدنی را کلرزنی میکنند تا عاری از میکروب شود.