christianisieren
مسیحی کردن، به آیین مسیح درآوردن
Beispiele
- Missionare in Afrika versuchten die Bevölkerung zu ''christianisieren.مبلغان مذهبی در آفریقا تلاش کردند مردم را مسیحی کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک منطقه، قوم یا فرد را به دین مسیحیت درآوردن یا تحت تأثیر فرهنگ مسیحی قرار دادن.
- Im Mittelalter versuchten Missionare, viele Völker zu christianisieren.در قرون وسطی، مبلغان تلاش کردند بسیاری از اقوام را مسیحی کنند.
- Die Eroberer wollten die neu entdeckten Gebiete christianisieren.فاتحان میخواستند مناطق تازه کشف شده را مسیحی کنند.