claviform Aussprache:/klaːviˈfɔʁm/Wortzerlegung:cla·vi·form صفت چماقیشکل، گرزمانند جملات نمونه برای claviform:Axiale Enden der Septen des ersten Zyklus sind ''claviform'' verdickt oder zerfallen zu Pali.انتهای محوری سپتومهای چرخه اول به صورت چماقیشکل ضخیم شده یا به پالی تجزیه میشوند.