correspondiren
مکاتبه کردن، مطابقت داشتن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (برای مکاتبه)، mit + Dativ (برای مطابقت)
به معنای تبادل نامه یا پیام با کسی، یا مطابقت داشتن و همخوانی داشتن دو یا چند چیز با یکدیگر در ویژگیها، ابعاد یا مفاهیم.
- Seit vielen Jahren korrespondiert sie mit einer Schriftstellerin aus Frankreich über literarische Themen.او سالهاست که در مورد موضوعات ادبی با یک نویسنده زن از فرانسه مکاتبه میکند.
- Die Ergebnisse der Studie korrespondieren mit den früheren Forschungsergebnissen, was die Hypothese stützt.نتایج این مطالعه با یافتههای تحقیقات قبلی مطابقت دارد، که فرضیه را تأیید میکند.