crèmig

Aussprache: /ˈkʁeːmɪç/
Worttrennung: crè·mig
صفت

خامه ای، غلیظ و نرم

Bedeutungen

1

دارای بافت غلیظ، نرم و لطیف، شبیه به خامه؛ اغلب برای توصیف غذاها، نوشیدنی‌ها یا مواد آرایشی به کار می‌رود.

  • Der Kuchen hat eine unglaublich crèmige Füllung.کیک یک لایه میانی فوق‌العاده خامه ای دارد.
  • Ich mag meinen Kaffee mit viel Milch, damit er schön crèmig wird.من قهوه‌ام را با شیر زیاد دوست دارم تا خوش‌رنگ و خامه ای شود.
  • Diese neue Gesichtscreme ist sehr crèmig und zieht gut ein.این کرم صورت جدید بسیار خامه ای است و به خوبی جذب می‌شود.