crashen
تصادف کردن (با وسیله نقلیه)؛ سقوط کردن (بازار سهام، سیستم کامپیوتری)
Bedeutungen
1
ohne Objekt / gegen + Akkusativ
با وسیله نقلیه تصادف کردن؛ به شدت به چیزی برخورد کردن.
- Das Auto ist gegen einen Baum gecrasht.ماشین به یک درخت برخورد کرد (تصادف کرد).
- Der Pilot konnte den Absturz nicht verhindern, das Flugzeug crashte.خلبان نتوانست از سقوط جلوگیری کند، هواپیما سقوط کرد.
2
ohne Objekt
سیستم کامپیوتری یا برنامه از کار افتادن؛ ناگهان متوقف شدن.
- Mein Computer ist schon wieder gecrasht.کامپیوترم دوباره از کار افتاد.
- Die Software crashte mitten in der Präsentation.نرمافزار وسط ارائه از کار افتاد.
3
Akkusativ
بدون دعوت به یک مهمانی یا رویداد وارد شدن (عامیانه).
- Sie haben versucht, die Party zu crashen.آنها سعی کردند بدون دعوت وارد مهمانی شوند.
- Wir crashen heute Abend eine Hochzeit.امشب میخواهیم بدون دعوت به یک عروسی برویم.