crashen

Aussprache: /ˈkʁɛʃn̩/
Wortzerlegung: cras·hen
فعل

تصادف کردن (با وسیله نقلیه)؛ سقوط کردن (بازار سهام، سیستم کامپیوتری)

Bedeutungen

1 ohne Objekt / gegen + Akkusativ

با وسیله نقلیه تصادف کردن؛ به شدت به چیزی برخورد کردن.

  • Das Auto ist gegen einen Baum gecrasht.ماشین به یک درخت برخورد کرد (تصادف کرد).
  • Der Pilot konnte den Absturz nicht verhindern, das Flugzeug crashte.خلبان نتوانست از سقوط جلوگیری کند، هواپیما سقوط کرد.
2 ohne Objekt

سیستم کامپیوتری یا برنامه از کار افتادن؛ ناگهان متوقف شدن.

  • Mein Computer ist schon wieder gecrasht.کامپیوترم دوباره از کار افتاد.
  • Die Software crashte mitten in der Präsentation.نرم‌افزار وسط ارائه از کار افتاد.
3 Akkusativ

بدون دعوت به یک مهمانی یا رویداد وارد شدن (عامیانه).

  • Sie haben versucht, die Party zu crashen.آن‌ها سعی کردند بدون دعوت وارد مهمانی شوند.
  • Wir crashen heute Abend eine Hochzeit.امشب می‌خواهیم بدون دعوت به یک عروسی برویم.