creutzigen

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯t͡sɪɡn̩/
Wortzerlegung: creut·zi·gen
Wort

مصلوب کردن، صلیب کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اعدام فرد با میخکوب کردن او بر روی صلیب، روشی باستانی برای مجازات اعدام.

  • Die römischen Besatzer drohten, die Aufständischen zu creutzigen, um ein Exempel zu statuieren.نیروهای اشغالگر رومی تهدید کردند که شورشیان را مصلوب کنند تا عبرتی برای دیگران باشند.
  • In der historischen Darstellung wurde der Märtyrer grausam creutzigt.در نمایش تاریخی، شهید به طرز وحشیانه‌ای مصلوب شد.
2 Akkusativ

تحت عذاب و شکنجه شدید قرار دادن فرد، به ویژه به صورت روحی یا روانی، یا وادار کردن او به تحمل درد و رنج فراوان.

  • Die ständige Verleumdung und öffentliche Demütigung creutzigten seine Seele.تهمت‌های مداوم و تحقیر عمومی روح او را شکنجه می‌داد.
  • Er fühlte sich von seinen Schuldgefühlen creutzigt, unfähig, Frieden zu finden.او احساس می‌کرد که عذاب وجدان او را شکنجه می‌دهد و قادر به یافتن آرامش نبود.