cruisen

Aussprache: /ˈkʁuːzn̩/
Wortzerlegung: crui·sen
فعل

گشت زدن، چرخیدن (با ماشین یا پیاده، معمولاً بدون هدف خاص)، دنبال کسی برای رابطه جنسی گشتن

Beispiele

  • Gestern sind wir mit dem Auto durch die City ''gecruist.دیروز با ماشین در شهر گشت زدیم.
  • Denn Isländer lieben es, gemütlich durch das Land zu ''cruisen''.زیرا ایسلندی‌ها دوست دارند با آرامش در کشور گشت بزنند.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

با ماشین یا موتور سیکلت به آرامی و برای تفریح رانندگی کردن؛ گشت و گذار کردن.

  • Am Wochenende cruisen wir gerne durch die Stadt.آخر هفته دوست داریم در شهر گشت و گذار کنیم.
  • Er cruist mit seinem Motorrad über die Landstraße.او با موتورسیکلتش در جاده روستایی گشت می‌زند.
2 ohne Objekt

با کشتی یا قایق تفریحی سفر کردن؛ در دریا گشت و گذار کردن.

  • Sie haben eine Woche lang in der Karibik gecruist.آن‌ها یک هفته در کارائیب گشت و گذار کردند (با کشتی).
  • Wir träumen davon, einmal um die Welt zu cruisen.ما رویای این را داریم که یک بار دور دنیا را با کشتی بگردیم.