vordenken
از قبل اندیشیدن، پیشبینی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / etwas (Akkusativ) vordenken
پیش از دیگران یا قبل از وقوع رویدادی درباره برنامهها و مسیرهای آتی اندیشیدن.
- Ein guter Planer muss immer vordenken.یک برنامهریز خوب باید همیشه از قبل فکر کند.
- Wir müssen die möglichen Risiken vordenken.ما باید ریسکهای احتمالی را از قبل پیشبینی کنیم.