nachdenken
فکر کردن, تأمل کردن, اندیشیدن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ (über jemanden / etwas nachdenken)
درباره موضوع، تصمیم یا مسئلهای به طور تمرکزیافته و عمیق فکر کردن.
- Ich muss über dein Angebot nachdenken.من باید درباره پیشنهاد تو فکر کنم.
- Er dachte lange über seine Zukunft nach.او مدت طولانی به آیندهاش اندیشید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
تمرکز فکری داشتن، اندیشیدن پیش از پاسخ یا اقدام (بدون ذکر مفعول).
- Bitte gib mir einen Moment Zeit zum Nachdenken.لطفاً برای فکر کردن به من یک لحظه فرصت بده.
- Sie saß still da und dachte nach.او ساکت آنجا نشست و به فکر فرو رفت.