zudenken
اختصاص دادن، در نظر گرفتن برای کسی، در ذهن افزودن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) zudenken
وظیفه، نقش، ارث یا سهمی را برای شخص خاصی در نظر گرفتن یا اختصاص دادن.
- Seine Eltern haben ihm ein kleines Vermögen zugedacht.والدینش ثروت کوچکی را برای او در نظر گرفته بودند.
- Diese Rolle wurde ihm von Anfang an zugedacht.این نقش از ابتدا برای او در نظر گرفته شده بود.
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) zudenken
برای کسی آرزوی خیر یا شر داشتن.
- Ich habe ihm nur Gutes zugedacht.من فقط برای او آرزوی خیر داشتم.
- Manche Leute denken ihm nur Böses zu.بعضیها فقط برای او آرزوی شر میکنند.
3
sich (Dativ) etwas (Akkusativ) zudenken
جزئیات مفقود یا ناقص را در ذهن خود به یک تصویر یا متن اضافه کردن؛ تصور کردن.
- Er musste sich die fehlenden Szenen selbst zudenken.او مجبور بود صحنههای گمشده را خودش در ذهن خود تصور کند.
- Die Lücken im Bericht füllt man sich oft selbst zu.شکافهای گزارش را اغلب خودمان در ذهن پر میکنیم.