zurückdämmen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌdɛmən/
Worttrennung: zu·rück·däm·men
فعل

مهار کردن، مهار کردن پیشروی، کاهش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas zurückdämmen)

جریان چیزی (مانند آب یا گسترش چیزی) را با ساختن سد یا مانع کنترل یا متوقف کردن.

  • Die Behörden versuchen, die Ausbreitung der Krankheit zurückzudämmen.مقامات در تلاشند تا گسترش بیماری را مهار کنند.
  • Mit einem Damm wurde versucht, das Hochwasser zurückzudämmen.با ساختن سد تلاش شد تا سیلاب مهار شود.