dämmen

Aussprache: /ˈdɛmən/
Worttrennung: däm·men
فعل

سد کردن، مهار کردن، عایق‌بندی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از مواد عایق، از انتقال گرما، سرما یا صدا جلوگیری کردن.

  • Das Haus wurde gut gedämmt, um Heizkosten zu sparen.خانه به خوبی عایق‌بندی شد تا در هزینه‌های گرمایش صرفه‌جویی شود.
  • Man kann Wände gegen Lärm dämmen.می‌توان دیوارها را در برابر سر و صدا عایق‌بندی کرد.
2 Akkusativ

جریان آب را با سد مهار کردن یا احساسات و عواطف را کنترل کردن.

  • Die Flut konnte durch Dämme gedämmt werden.سیل را می‌توانستند با سدها مهار کنند.
  • Er versuchte, seine aufkommende Wut zu dämmen.او سعی کرد خشم فزاینده‌اش را مهار کند.