dämmen
سد کردن، مهار کردن، عایقبندی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از مواد عایق، از انتقال گرما، سرما یا صدا جلوگیری کردن.
- Das Haus wurde gut gedämmt, um Heizkosten zu sparen.خانه به خوبی عایقبندی شد تا در هزینههای گرمایش صرفهجویی شود.
- Man kann Wände gegen Lärm dämmen.میتوان دیوارها را در برابر سر و صدا عایقبندی کرد.
2
Akkusativ
جریان آب را با سد مهار کردن یا احساسات و عواطف را کنترل کردن.
- Die Flut konnte durch Dämme gedämmt werden.سیل را میتوانستند با سدها مهار کنند.
- Er versuchte, seine aufkommende Wut zu dämmen.او سعی کرد خشم فزایندهاش را مهار کند.