dölmern
احمقانه رفتار کردن، گیج زدن
Beispiele
- Die Kinder ''dölmern'' im Garten.بچهها در باغ گیج میزنند (رفتار احمقانه دارند).
- Was ''dölmerst'' Du denn hier rum?تو اینجا داری چه کار احمقانهای میکنی؟
- Wieso in diesem Jahr überhaupt so viele Unvermummte in die Kameras ''dölmerten,'' darüber wird von allen in die gleiche Richtung spekuliert: Besonders jung seien die Demonstranten gewesen, viele betrunken, anscheinend ohne das Wissen darum, wie man sich bei politischen Demos verhält.چرا امسال این همه آدم بدون نقاب جلوی دوربینها گیج میزدند، همه در این مورد حدس و گمانهای مشابهی دارند: تظاهرکنندگان به خصوص جوان و بسیاری مست بودند، ظاهراً بدون اینکه بدانند در تظاهرات سیاسی چگونه باید رفتار کرد.
Bedeutungen
1
intransitiv
(نادر، منطقهای) آهسته و بیحاصل کار کردن، وقت تلف کردن
- Er dölmert den ganzen Tag nur herum und bekommt nichts fertig.او تمام روز فقط وقت تلف میکند و هیچ کاری را تمام نمیکند.
- Hör auf zu dölmern und fang endlich an zu arbeiten!دست از وقت تلف کردن بردار و بالاخره شروع به کار کن!