dölmern

Aussprache: /ˈdœlmɐn/
Worttrennung: döl·mern
فعل

احمقانه رفتار کردن، گیج زدن، وقت تلف کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به آرامی، بی‌حاصل یا بدون هدف کار کردن؛ وقت تلف کردن؛ گیج و سردرگم بودن.

  • Er sitzt nur herum und dölmert den ganzen Tag.او فقط بیکار می‌نشیند و تمام روز وقت تلف می‌کند.
  • Hör auf zu dölmern und mach deine Arbeit!دست از گیج زدن بردار و کارت را انجام بده!