dönern
گاز معده خارج کردن (عامیانه)
Beispiele
- Wer ''dönert'' hier denn dauernd rum?کی اینجا مدام دارد گاز معده خارج میکند؟
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(عامیانه) دونر کباب خوردن.
- Nach der Party haben wir noch einen Döner gedönert.بعد از مهمانی، ما هنوز یک دونر کباب خوردیم.
- Lass uns heute Abend dönern gehen!بیا امشب بریم دونر کباب بخوریم!
2
(intransitiv)
(عامیانه، مجازی) با صدای بلند و پرقدرت حرکت کردن، غریدن (مثلاً موتور یا ماشین).
- Der Sportwagen dönerte über die Autobahn.ماشین اسپرت با غرش از اتوبان عبور کرد.
- Der Motor dönerte laut.موتور با صدای بلند غرید.