dönern

Aussprache: /ˈdøːnɐn/
Wortzerlegung: dö·nern
فعل

گاز معده خارج کردن (عامیانه)

Beispiele

  • Wer ''dönert'' hier denn dauernd rum?کی اینجا مدام دارد گاز معده خارج می‌کند؟

Bedeutungen

1 (intransitiv)

(عامیانه) دونر کباب خوردن.

  • Nach der Party haben wir noch einen Döner gedönert.بعد از مهمانی، ما هنوز یک دونر کباب خوردیم.
  • Lass uns heute Abend dönern gehen!بیا امشب بریم دونر کباب بخوریم!
2 (intransitiv)

(عامیانه، مجازی) با صدای بلند و پرقدرت حرکت کردن، غریدن (مثلاً موتور یا ماشین).

  • Der Sportwagen dönerte über die Autobahn.ماشین اسپرت با غرش از اتوبان عبور کرد.
  • Der Motor dönerte laut.موتور با صدای بلند غرید.