düngen

Aussprache: /ˈdʏŋən/
Wortzerlegung: dün·gen
فعل

کود دادن، کود پاشیدن

Beispiele

  • Ich ''dünge'' die Felder, damit der Salat besser wächst.من به مزارع کود می‌دهم تا کاهو بهتر رشد کند.
  • GEOMAR-Forschende beobachten, dass dort, wo weniger ''gedüngt'' wird, das Seegras in der Ostsee besser wächst.محققان GEOMAR مشاهده می‌کنند که در مناطقی که کمتر کود داده می‌شود، علف دریایی در دریای بالتیک بهتر رشد می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (was?)

به خاک یا گیاهان کود اضافه کردن برای بهبود رشد و حاصلخیزی.

  • Der Bauer düngt seine Felder im Frühjahr, um eine gute Ernte zu erzielen.کشاورز در بهار به مزارع خود کود می‌دهد تا محصول خوبی داشته باشد.
  • Man sollte den Rasen regelmäßig düngen, damit er schön grün bleibt.باید به چمن به طور منظم کود داد تا سبز و زیبا بماند.