düpieren

Aussprache: /dyˈpiːʁən/
Wortzerlegung: dü·pie·ren
فعل

فریب دادن، دست انداختن، تحقیر کردن

Beispiele

  • Durch die Aussetzung des Wahlkampfes von John McCain sieht sich sein Konkurrent Barack Obama ''düpiert.باراک اوباما با به تعویق افتادن مبارزات انتخاباتی جان مک‌کین، خود را فریب‌خورده می‌بیند.
  • Porsche ''düpiert'' VW mit Investorensuche.پورشه با جستجوی سرمایه‌گذار، فولس‌واگن را تحقیر می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را فریب دادن، گول زدن یا با حیله‌گری او را در موقعیت ناخوشایندی قرار دادن.

  • Der Betrüger hat viele Menschen düpiert.کلاهبردار بسیاری از مردم را فریب داده است.
  • Sie fühlte sich von seinen leeren Versprechungen düpiert.او از وعده‌های پوچ او احساس فریب‌خوردگی می‌کرد.