herausdürfen

Aussprache: /hɛˈraʊ̯sˌdʏrfən/
Worttrennung: her·aus·dür·fen
فعل

اجازه بیرون رفتن داشتن

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه (معمولاً با مفهوم ضمنی مکان)

اجازه یا مجوز برای ترک یک مکان، خارج شدن از آن یا رفتن به بیرون را داشتن.

  • Die Kinder dürfen nach dem Essen endlich aus dem Haus heraus.بچه‌ها پس از غذا بالاخره اجازه دارند از خانه بیرون بروند.
  • Er durfte das Gefängnis nach fünf Jahren Haft heraus.او پس از پنج سال حبس اجازه خروج از زندان را داشت.