zurückdürfen

Aussprache: /t͡suˈrʏkˌdʏʁfən/
Worttrennung: zu·rück·dür·fen
فعل

اجازه برگشتن داشتن، مجاز بودن به بازگشت

Bedeutungen

1 ohne Objekt (mit Ortsangabe)

داشتن اجازه یا حق بازگشتن به مکانی (فیزیکی) که از آنجا رفته‌اید.

  • Nach dem Verhör durfte er endlich zurück nach Hause.پس از بازجویی، او سرانجام اجازه یافت به خانه بازگردد.
  • Die Kinder dürfen nach dem Spielen wieder ins Haus zurück.بچه‌ها بعد از بازی مجازند دوباره به داخل خانه برگردند.
2 ohne Objekt (mit Ortsangabe)

به صورت مجازی: داشتن اجازه یا امکان بازگشتن به یک وضعیت، حالت یا موقعیت قبلی.

  • Nach der Krankheit darf sie noch nicht wieder zur Arbeit zurück.پس از بیماری، او هنوز اجازه بازگشت به کار را ندارد.
  • Er hofft, dass er bald wieder in seine alte Position zurückdarf.او امیدوار است که به زودی بتواند به موقعیت قبلی خود بازگردد.