durchdürfen
اجازه عبور داشتن، مجاز بودن برای عبور
Bedeutungen
1
ohne Objekt oder mit Akkusativ (Weg)
اجازه داشتن برای عبور یا رد شدن از مکانی، مجاز بودن برای عبور.
- Ohne Ticket darfst du hier nicht durch.بدون بلیط اجازه نداری از اینجا عبور کنی.
- Der Wachmann erlaubte uns, durch die Tür durchzudürfen.نگهبان به ما اجازه داد که از در عبور کنیم.