zurückdürfen
اجازه برگشتن داشتن، مجاز بودن به بازگشت
Bedeutungen
1
ohne Objekt (mit Ortsangabe)
داشتن اجازه یا حق بازگشتن به مکانی (فیزیکی) که از آنجا رفتهاید.
- Nach dem Verhör durfte er endlich zurück nach Hause.پس از بازجویی، او سرانجام اجازه یافت به خانه بازگردد.
- Die Kinder dürfen nach dem Spielen wieder ins Haus zurück.بچهها بعد از بازی مجازند دوباره به داخل خانه برگردند.
2
ohne Objekt (mit Ortsangabe)
به صورت مجازی: داشتن اجازه یا امکان بازگشتن به یک وضعیت، حالت یا موقعیت قبلی.
- Nach der Krankheit darf sie noch nicht wieder zur Arbeit zurück.پس از بیماری، او هنوز اجازه بازگشت به کار را ندارد.
- Er hofft, dass er bald wieder in seine alte Position zurückdarf.او امیدوار است که به زودی بتواند به موقعیت قبلی خود بازگردد.