dürsten
تشنه بودن، میل شدید داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
احساس نیاز شدید به نوشیدن مایعات؛ تشنه بودن.
- Nach dem Sport durste ich sehr.بعد از ورزش خیلی تشنهام.
- Wenn du nichts trinkst, wirst du bald dursten.اگر چیزی ننوشی، به زودی تشنه خواهی شد.
2
nach + Dativ (nach jemandem / etwas dürsten)
میل و اشتیاق شدید به چیزی داشتن؛ آرزوی شدید چیزی را داشتن (مجازی).
- Er dürstet nach Anerkennung.او تشنه تأیید و قدردانی است.
- Die Bevölkerung dürstet nach Frieden und Sicherheit.مردم تشنه صلح و امنیت هستند.