düsen

Aussprache: /ˈdyːzn̩/
Wortzerlegung: dü·sen
فعل

با سرعت زیاد حرکت کردن، شتابان رفتن، ویراژ دادن

Beispiele

  • Nach einer halben Stunde ''düst'' die Limousine wieder davon.بعد از نیم ساعت، لیموزین دوباره با سرعت دور می‌شود.

Bedeutungen

1 (wohin)

با سرعت زیاد و اغلب بدون توقف به جایی رفتن.

  • Er düste mit seinem Motorrad über die Autobahn.او با موتورسیکلتش در اتوبان با سرعت می‌رفت.
  • Wir müssen jetzt losdüsen, sonst verpassen wir den Zug.ما باید الان با عجله برویم، وگرنه قطار را از دست می‌دهیم.