düsen
با سرعت زیاد حرکت کردن، شتابان رفتن، ویراژ دادن
Beispiele
- Nach einer halben Stunde ''düst'' die Limousine wieder davon.بعد از نیم ساعت، لیموزین دوباره با سرعت دور میشود.
Bedeutungen
1
(wohin)
با سرعت زیاد و اغلب بدون توقف به جایی رفتن.
- Er düste mit seinem Motorrad über die Autobahn.او با موتورسیکلتش در اتوبان با سرعت میرفت.
- Wir müssen jetzt losdüsen, sonst verpassen wir den Zug.ما باید الان با عجله برویم، وگرنه قطار را از دست میدهیم.