düster
تاریک، دلگیر، شوم، مبهم
Bedeutungen
1
تاریک، کمنور، بدون روشنایی کافی.
- Der Keller war dunkel und düster.زیرزمین تاریک و کمنور بود.
- Bei düsterem Wetter bleiben die Menschen lieber zu Hause.در هوای تاریک، مردم ترجیح میدهند در خانه بمانند.
- Die Gasse war eng und düster.کوچه تنگ و تاریک بود.
2
غمانگیز، دلگیر، گرفته (اغلب در مورد فضا، خلق و خو یا منظره).
- Die Stimmung im Raum war düster.فضای اتاق گرفته و دلگیر بود.
- Er blickte mit düsterer Miene aus dem Fenster.او با چهرهای عبوس از پنجره به بیرون نگاه کرد.
- Der Film hatte eine düstere Atmosphäre.فیلم فضایی تاریک و غمانگیز داشت.
3
شوم، بدشگون، نگرانکننده (اغلب در مورد آینده یا پیشبینیها).
- Die wirtschaftlichen Aussichten sind düster.چشماندازهای اقتصادی نگرانکننده هستند.
- Ein düsterer Schatten fiel über die Stadt.سایه شومی بر شهر افتاد.
- Seine düsteren Vorhersagen beunruhigten die Menschen.پیشبینیهای شوم او مردم را نگران کرد.