düstern
تاریک شدن، تیره شدن
Beispiele
- Vor Weihnachten ''düstert'' es schon ab drei Uhr.قبل از کریسمس، از ساعت سه هوا تاریک میشود.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
تاریک و دلگیر شدن، تیره و غمانگیز شدن (معمولاً در مورد آسمان یا فضا)
- Der Himmel düsterte, als der Sturm aufzog.آسمان تیره شد، وقتی طوفان نزدیک شد.
- Die Landschaft düsterte im Abendlicht.منظره در نور غروب تیره و تار شد.