قید
آنجا، اینجا، چون (حرف ربط)
جملات نمونه برای da:
Das Buch liegt ''da.''
کتاب آنجا افتاده است.
Ist das Heft nicht in der Küche? Ich hatte es ''da'' gesehen.
آیا دفترچه در آشپزخانه نیست؟ من آن را آنجا دیده بودم.
''Da,'' wo die Bäume wachsen.
آنجا، جایی که درختان رشد میکنند.