da beißt sich die Katze in den Schwanz

Aussprache: /daː ˈbaɪ̯st zɪç diː ˈkat͡sə ɪn deːn ˈʃvant͡s/
Worttrennung: da ·beißt ·sich ·die ·Kat·ze in ·den Schwanz
اصطلاح

این یک دور باطل است، این مشکل به خودش برمی‌گردد (وضعیت یا مشکلی که به دلیل ماهیت چرخشی‌اش حل نمی‌شود)

Bedeutungen

1

توصیف وضعیتی که در آن تلاش برای حل یک مشکل، خود باعث ایجاد مشکل جدیدی می‌شود یا به نقطه اول بازمی‌گردد و هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود؛ یک چرخه معیوب یا بن‌بست.

  • Wir versuchen, das Budget zu kürzen, aber das führt nur zu mehr Arbeitslosigkeit, und das kostet den Staat wieder Geld. Da beißt sich die Katze in den Schwanz.ما سعی می‌کنیم بودجه را کاهش دهیم، اما این فقط منجر به بیکاری بیشتر می‌شود و این دوباره برای دولت هزینه دارد. این یک دور باطل است.
  • Er will mehr Geld verdienen, aber dafür muss er mehr arbeiten, und er hat keine Zeit, weil er schon zu viel arbeitet. Da beißt sich die Katze in den Schwanz.او می‌خواهد پول بیشتری در بیاورد، اما برای این کار باید بیشتر کار کند، و او وقت ندارد چون همین الان هم خیلی کار می‌کند. این مشکل به خودش برمی‌گردد.
  • Die Regierung versucht, die Inflation zu bekämpfen, aber die Maßnahmen verschlimmern die Situation nur. Da beißt sich die Katze in den Schwanz.دولت سعی می‌کند با تورم مبارزه کند، اما اقدامات فقط وضعیت را بدتر می‌کند. این یک دور باطل است.