فعل
نگه داشتن، نزد خود نگه داشتن
معانی و تعاریف dabehalten:
- چیزی را پیش خود نگه داشتن، پس ندادن
جملات نمونه برای dabehalten:
Wir wollen die Hündin noch einige Tage zur Beobachtung ''dabehalten''.
ما میخواهیم سگ ماده را چند روز دیگر برای مشاهده نگه داریم.
Ich habe ihm das Auto verkauft und er wollte es gleich ''dabehalten''.
من ماشین را به او فروختم و او میخواست همان موقع آن را نگه دارد.
Du kannst das Buch dabehalten, ich brauche es gerade nicht.
میتوانی کتاب را پیش خودت نگه داری، من الان به آن نیاز ندارم.